تبليغاتX
شبرو
   
 
آخرين خط خطي ها
قرآن ! من شرمنده توام
س پردن ل زوم ا تحاد م لت
وصیت نامه شهید علیرضا شبانی
مکاشفه عجیب محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی
دو سه فرسنگ فاصله
دیگر نمینویسم!!!!!!!!!!!!!!!!1
روشنگران استان آذربایجانشرقی مورد باز خواست قرار می گیرند

سین لام الف ميم
زبانهاي ديگر
جامعه را دریابیم!
سگ بی گناه
چتی پرناز با معشوق
شهيد ايوب رزقيان از ما چه خواست؟؟؟؟!!!!!
چرا دختران آرايش ميكنند؟
حماسه اي ديگر در دفتر بزرگ ملت
سلام
2012
دختران دانشجو و مشكلات دانشجويي
پاسخي به يك شبهه چرا غرب با وجود مفاسد بسيار هميشه درحال پيشرفت علمي است؟
جنبش سبز مهدوی اعلام موجودیت کرد
ماه رمضان آمد
ولادت با سعادت مولود کعبه و مولای متقیان حضرت امیر المومنین علی(ع) بر تمامی جهانیان مبارک و خجسته با
جام زهر دو
نیرو گاه اتمی بوشهر به روایت تصویر
 
قفسه خط خطي ها
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آبان 1390
اردیبهشت 1390
آذر 1389
آبان 1389
تیر 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
 
پيوندهاي روزانه
پخش مستقيم از حرم ثامن الائمه(ع)
پخش مستقيم از حرم امام حسين (ع)
آرشيو پيوندهاي روزانه
 
ياران شبرو
کالج مجازی کاکتویس
امیر النحل (امام علی (ع)
رد پای عشق
خلوت دل
قالب ساز
ساجد(سايت جامع دفاع مقدس)
جمكران
تم وبلاگ
كدهاي جاوا اسكريپت
خرابات نشين
تبيان
تلخ و شيرين
سوسوز(گنجينه معرفت)
فطرس
ابزار و كدهاي رايگان
ياران احمد (حاج احمد متوسليان)
دختراي بسيجي
ياران حسين(ع)
رصد خانه
ايران1404
نوجوووون ايروووووني
خط سرخ شهادت
گيگا ايميج(آپلود رايگان عكس)
پارس تولز(ابزارهاي وبلاگ)
خدا 19
عرشيان خاك نشين(صالحين)
شاه خراسان
سلسله(در مورد شهدا)
حيدر كرار
خاكريز
بي معرفت(با معرفت)
۩۞۩ روابط و ازدواج ۩۞۩
ستاره آبي
سوگند عشق
مهدي زهرا
ساخت رايگان لوگو و بنر
الهام پرسپولیسی
پیامک + (اس ام اس مثبت)
حجاب برتر(THE BEST HIJAB)
گل دختر
دخترانه
بانو بلاگ
ورود پسرا ممنوع
ماندگاران
سازمان اسناد انقلاب اسلامي
امام رضا(ع)
صبح(شهدا)
سفر عشق(حج)
منادي(پيامبر اعظم)
شهيد آويني
شهيد مطهري
هيات اينترنتي
پايگاه آل البيت
غدير
كربلائي 110
خدا هم عاشق است
نازترين كسي كه...
اول مظلوم عالم(پاسخ به شبهات)
آموزش منبت کاری توسط استاد یعقوب ابراهیم پور
دانلود مداحی وموسیقی های مذهبی
شعر و smsهای ترکی و فارسی
رسم زمانه{طبه اي از مشهد الرضا <ع>}
پاسخ به سوالات اهل تسنن
₪₪ بزگترین مرجع دانلود ₪₪
عشق دروغي بيش نيست
معماري پيام نور اسكو
يا عشق يا زندگى س.م
زبان انگليسى و داستان
رفاقت
قاصدک
 
قرآن ! من شرمنده توام

قرآن ! من شرمنده توام

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


 

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که تورا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که تورا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که تورابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

 

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تورا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

 

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .


خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . آنان که وقتی تورا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.


آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.

پرستو | - دوشنبه یکم خرداد 1391
لینک کامل مطلب
 
س پردن ل زوم ا تحاد م لت

سپردن ،لزوم اتحاد ملت    سلام

شاید حرفیکه میخواهم بزنم به نظر کمی تکراری باشد،آخر این روز ها همه حرفهای شبیه هم میزنند. من تقصیر ندارم. تقصیر شورای نگهبان است و کمی هم تقصیر مردمی که  پالتو شان به تنشان نمی خورد(اینو داشته باشین که با این حرف کار داریم)

یادم می آید  هر موقع ما به سفری چند روزه می رفتیم ،مادرم به زن همسایه روبرویی می سپرد که گاه گاهی نگاهی به خانه ما بیاندازد چون ما چند وقتی در خانه نیستیم.

حتی چند تن از همسایه ها هستند که کلید خانه شان را به دست همسایه می دهند که مواظب خانه شان باشد.

و حتی تر تعدادی از اهل محل به این کار اکتفا نکرده و کسی از اقوام را داخل خانه می آورند که مواظب خانه باشند.

اما اگر شما هم کلاه خویش قاضی کنید هم ، متوجه می شوید که نمی توان هر کسی را گماشت و به او اطمینان کرد که مواظب خانه اش باشد.هر چه باشد خانه مکان امنیت ماست و هر کسی لیاقت ندارد داخل این خانه بشود.

اگر حافظ خانه ما لیاقت و درایت و توانایی لازم را نداشته باشد ، مطمینا اولین کسی که ضرر میکند خود ما هستیم.

خاطرم هست سالها پیش همسایه ما یک ناپسری داشت که معتاد بود(دارای شخصیت ناسالم!!!!). وقتی همسایه ما به مدت بیست روز برای مسافرت به شهرستان عزیمت کردند ، این فرد با ورود به خانه و تبدیل انجا به پاتوغ(ق) افراد هم صنف خودش ،باعث آزار همسایه ها شد. بعد از مدتی که همسایه به خانه برگشت با خانه ای دود گرفته و بهم ریخته ،فرشهایی سوخته و خلاصه با وضعی بسیار نامناسب مواجه شد.

اگر این همسایه ما در انتخاب فرد مورد اعتمادش کمی دقت می کرد این اتفاق برای منزل مبارکش اتفاق نمی افتاد.

یا برای مثال همسایه دیگری که خانه اش را همینطور رها کرده و رفته بود و بعد از مدتی با خانه خالی شده مواجه گشت.

این حرفهایی که زدم مقدمه بودند برای حرف اصلی ام.

خانه بزرگ ما

خانه ملت

مجلس شورای اسلامی

مجلس به نوعی خانه بزرگ ماست. حرفهای ما از طریق مجلس شورای اسلامی زده میشوند.

به نظر خود من ،انتخابات مجلس از انخابات ریاست جمهور ی مهمتر است. چرا که رییس جمهور خود زیر نظر همین مجلس کار میکند.و حتی در مورد بودجه و تمام کارها باید مجلس نظر بدهد. و حتی تر این که تمام کابینه ریاست جمهوری هم باید از فیلتر (=بخوانید صافی) مجلس عبور نماید. میتوان گفت که اگر مجلس ضعیف باشد کم کم منجر به ضعف دستگاه دولت و به طبع آن تمام ارگانهای زیر مجموعه و کم کمک به یک وضعیت نابسامان در اداره کشور تبدیل میشود.

اگر واقعا مجلس را خانه خویش بدانیم باید برای صیانت از این خانه فردی مناسب را انتخاب کنیم.

کم دقتی در انتخاب ممکن است منجر شود به ورود شخصی با شخصیت ناسالم به داخل خانه ملت و عواقب آن بشود مجلسی مثل مجلس ششم!!!!!!!!!!!!!!

و عدم انتخاب شخصی ممکن است باعث ورود گرگهایی به داخل خانه شده و تمام دارایی را به تاراج ببرد.

اگر پرونده های فسادی کشور را جلوی خودمان بگیریم در قریب به اتفاق آنها ردی از تعدادی از نمایندگان نخاله مجلس به چشم میخورد. چه پرونده زمین خواری بزرگ محله "م” تبریز باشد(توسط نماینده سابق مجلس آقای "ع") و چه پرونده های اختلاسی مثل شین آقا خان جیم (مطمینا می شناسیدش اما ...!) و چه همین اختلاس بزرگ اخیر که پای اشخاص زیادی را به میان آورده است !!!!

به هر حال این انتخاب یک انتخاب بسیار بزرگ است و هیچ نوع سهل انگاری در ان پذیرفته نیست.

البته این مطلب قرار بود دو سه ماه پیش روی این تار نما قرار گیرد که متاسفانه نشود و صد البته قرار هم بود ادامه داشته باشد که آن هم نشد افسوس که مهلت کم است و حرف بسیار

میم  شین الف-پرستو نغمه خوان

پرستو | - چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391
لینک کامل مطلب
 
وصیت نامه شهید علیرضا شبانی

وصیت نامه شهید علیرضا شبانی

بسم الله الرحمن الرحيم
ان الذين قالوا ربناالله ثم استقاموا تنزل عليهم الملائكة الا تخافوا و لاتحزنوا و بشروا بالجنة التي كنتم توعدون.
همانا آنانكه گفتند پروردگار ما خداست و سپس پايداري كردند فرود آيند بر ايشان فرشتگان كه نترسيد و نه اندوهگين باشيد و مژده باد شما را به بهشتي كه بوديد نويد داده ميشود.
بنام الله پاسدار حرمت خون شهدا و با سلام و درود فراوان خدمت آقا امام زمان(عج) و سلام بر نائب بحق ايشان امام امت قلب تپنده مستضعفان جهان و سلام بر ارواح طيبه شهداي اسلام از سميه و ياسر تا سليمان خاطر و سلام بر رزمندگان كفر ستيز اسلام. اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علياً ولي الله و اشهد ان خميني روح الله آري شهادت ميدهم به همه اينها. آواي همرزمان شهيدم همچون كبوتري حامل پيام آزادي رسالتشان را كه ناتمام مانده بود در گوشم طنين انداز كرده بود آري به گوش جان شنيدم كه در لحظات رهايي لبهاي خشكشان به آرامي تكان خورده و پيامشان را همراه با آخرين نفسهاشان تكرار ميكرد كه هان اي مسلمان ما رفتيم و چشمانمان همچنان باز به راه سرخمان باقي مانده تا نظارهگر راهپويان ثابت قدمي باشيم كه لحظهاي از حركت باز نميايستد و بيرق سبزشان را بر بلنداي ابديت به اهتزاز در ميآورند. پيامشان حركت آفرين و خونشان چراغي بر راه مقدسمان گشت و با تكبيري از اعماق وجود به ندايشان لبيك گفتيم. كولهبار سفر به عزم ديار عاشقان بستيم تا اينكه از شهد گواراي پيروزي و يا شربت گواراي شهادت ما را نيز نصيبي گردد و از زمره راهيانشان گرديم قدم را در راهي نهاديم كه سابقون اين صراط مستقيم سروراني چون علي و عاشقاني چون حسين(ع) بودند به قافلهاي پيوستيم قافله سالارمان منجي عالم بشريت حضرت مهدي(عج) و نايب برحقش امام خميني(ع) است. آري آنروز كه به نداي رهبرمان در تبعيد لبيك گفتيم خود را براي همه اين مصائب و بلايا آماده كرديم. آماده شديم تا در راه اعتلاي اسلام سختي ببينيم محاصره اقتصادي تحمل كنيم كمبودهاي اجتماعي بر پهلومان فشار وارد كند دشمن ناجوانمردانه به ديارمان بتازد و ما با استقامتمان و در نهايت با شهادتمان راه را بر او بسته و به خاك سياهش بنشانيم. دشمنان ديوسيرتان بدانند كه ما امت شهادتيم و به فرموده اماممان در مكتبي كه شهادت افتخار است اسارت معني پيدا ميكند آري اسارت ذلت است و ذلت را نبايد پذيرفت همچون سروسامان حسين(ع) كه هيهات مناالذله ما اسارت نيز فقط گرفتاري در دست دشمن خارجي نيست چه بسا انسانهايي كه در چنگال هواهاي نفساني خود ميميرند و چه بسا انسانهايي كه دنيا آنها را به زنجير كشيده است و پست و مقامها، موقعيتهاي اجتماعي و هياهوي چند كه چاپلوسانه تعلق آنها را ميگويند آنها را از خود بيخود ساخته و شيطان نفسشان افسار اسارت را به گردنشان انداخته و ميكشد و هرجا كه خاطرخواه اوست. خواستم حال كه اين چند سطر بعنوان وصيت نامهام تلقي ميشود به همه آنها كه از موقعيتهاي اجتماعي برخوردار و وارثان خون شهيدانند متذكر شده باشم كه اي برادران بنا شد كه ارواح مطهر شهدا نگران اعمال و رفتار شماست، نگران اينكه مبادا شما با سهلانگاري فراموشتان شود كه چه كساني اين مسئوليت را به شما واگذار كرده و چه كساني حافظ و صاحب اين انقلابند.
انشاءالله اميدوارم خداوند بر ملت ما منت نهاده و مسئولين ما را در پناه الطاف خاص خودش از شر همه شياطين و بالاخص از شر نفس اماره محفوظ نگهداشته و آنها را بر صراط مستقيم ثابت قدم بدارد. عزيزانم انتظار ديگر شهدا از شما حفظ ارزشهاي اسلام و پيروي از ولايت فقيه است و همچنين نظارت كامل بر جريان امور و روند انقلاب كه همانا شما ضامن اصلي اجراي احكام اسلام در جامعه هستيد و شما اي عزيزان پاسدار به راهتان ادامه دهيد و چشم دشمنان را كور كنيد و اين سنگر بزرگ يعني سپاه را خالي نگذاريد كه امام ميفرمايد :اگر سپاه نبود كشور هم نبود. عزيزان بسيجي اميدمان به اين است كه همچون گذشته پايدار و استوار راه شهيدان را ادامه دهيد و هرگز مباد كه لحظهاي درنگ شما را فرا رسد كه انشاءالله پيروزي نهايي بحول و قوه الهي نزديك است و شما اي پدر و مادرم، خواهران و برادرانم استوار و پرصلابت در مقابل گرفتاريها باشيد و بدانيد كه اگر شهادتم مقبول خداوند واقع گردد فيض الهي است كه نصيب خانواده ما گرديده است در عزاي من گريه نكنيد و لباس سياه نپوشيد كه راضي نيستم چون راهي را كه انتخاب كردهام خود پذيرفتهام از برادرانم تقاضا ميكنم بعد از من راهم را ادامه دهند و گوش به فرمان رهبر باشند با دشمنان داخلي و خارجي مبارزه كنند و غم و اندوهي به دل راه ندهند ما طالب صلح هستيم اما اگر كسي بر ما ظلم كرد بايد او را سركوب كنيم خواهرانم همچون فاطمه(س) زندگي كنند و او را سرمشق زندگي خود قرار دهند و همچون زينب پيام رسان خونم باشند در موقع به خاك سپردنم مشتهايم را گره كنيد تا منافقين كوردل و كفار خيال نكنند كه با شهادتم مشتهايم از كار افتاده و دهانم را باز بگذاريد تا خيال نكنند كه با شهادتم فريادم خاموش گشت نه اين شهادتها بزرگترين ضربهاي است كه به دهان منافقين و كفار خورد در نهايت از شما ميخواهم كه تقصيرهايم را ببخشيد و حلالم كنيد و از همه همسايگان و قومان و خويشان و دوستان و رفقا حلاليت ميطلبم ضمناً از برادران پايگاه نيز تقاضاي عفو و حلاليت داشته و التماس دعا دارم خداوند همه شما را در ادامه راه مقدس شهيدان پايدار و ثابت قدم بدارد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
در ضمن آرامگاهم پهلوي قبر شهيد اسداللهي در مزار دره شيخان باشد.
بنده حقير خداوند عليرضا شباني-30/11/64

پرستو | - چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390
لینک کامل مطلب
 
مکاشفه عجیب محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی

مکاشفه عجیب شیخ بهایی

خیلی چیزها برای ما عجیب است و شاید باور آن هم خیلی مشکل باشد. اما برای کسانی که چشم تیز بین دارند و یا عنایتی به آنها شده، این مسائل مثل روز روشن است.

 از آنجایی که طبق طبیعتمان تا چیزی را نبینیم باور نمی کنیم، لذا امور ماورای ماده و مسائلی که مرتبط با عالم غیب است غالبا جزو آن دسته مطالبی است که باورش برای عموم مردم مشکل است.

عذابهای اخروی، ملائکه و شیطان و حتی بهشت و جهنم و عذاب قبر  هم از این قاعده مستثنا نیست. حکایات بسیاری از علما و عرفای ما نقل شده که برخی از این صحنه ها را دیده اند و یا حتی در بیدار درد آنها را حس کرده اند.

 ولی متاسفانه غفلت و بی توجهی ما کار را خراب می کند و گمان می کنیم که هر چه نمی بینیم وجود ندارد.

در حالی که در روی این کره خاکی و ماده هم خیلی چیزها هست که ما ندیده ایم و یا حتی دست بشر به آن نرسیده است.

 به این حکایت جالب دقت کنید:

روزى شیخ بهائى به دیدار شخصى که از اهل معرفت و بصیرت بود و در کنار یک قبرستان در اصفهان منزل داشت مى رود. شیخ بهائى به دوستش مى فرماید:

روز گذشته در این قبرستان کنار خانه شما امر عجیبى را دیدم که جماعتى میتى را در گوشه اى از این گورستان دفن کردند، پس از چند ساعت که گذشت و همه از قبرستان خارج شدند، بوى بسیار خوش و معطرى به مشام من خورد که با عطرهاى دنیا قابل قیاس نبود بسیار تعجب کردم که این بوى عطر از کجاست ؟

به اطراف نگاه کردم ، یکباره جوان زیبا رویى را دیدم که به سمت آن قبر مى رفت کم کم از دیده گانم محو شد. طولى نکشید که بوى متعفن و بدى به مشام من رسید که از هر بوى گندى در دنیا بدتر بود،

باز متعجب شدم به اطراف نگاه کردم ، سگى را دیدم که بسوى همان قبر مى رفت و سپس ناپدید شد. همینطور بحالت تعجب ایستاده بودم که ناگهان همان جوان زیبا از طرف آن قبر برگشت ولى بسیار مجروح و زشت شده بود.

به خودم جراءت دادم که بسوى او بروم و سؤ ال کنم ، به کنارش رفتم و گفتم حقیقت امر را براى من روشن کن .

گفت : من عمل صالح این میتى بودم که الان شما شاهد دفن او بودید و من در کنارش باید مى بودم که ناگهان ، سگى وارد قبرش شد که همان اعمال زشت و ناشایست او بود و چون گناهان او بیشتر از اعمال صالح او بود لذا آن سگ به من حمله کرد و مرا از قبر، بیرون انداخت ، و الان همان سگ با او هم نشین است .

 شیخ بهائى مى فرماید: این نوع از مکاشفات صحیح است چون بعقیده ما اعمال انسان در عالم قبر و برزخ تجسم پیدا مى کند و به صورتهاى متناسب با اعمال تبدیل مى شود، که اگر اعمال صالح باشد، به صورتهاى زیبا جلوه مى کند و ظاهر مى شود و اگر اعمال ناپسند، در انسان جمع شده باشد، به شکل صورتهاى زشت ظاهر مى شود (1) .


منابع:

1- عالم برزخ ص 133

برگرفته از پایگاه یا مجیر

پرستو | - شنبه بیستم اسفند 1390
لینک کامل مطلب
 
دو سه فرسنگ فاصله


وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
 شیطان دوباره دست به نیرنگ می شود
 نقشه کشیده است، مرا دشمنت کند
 با لشگر گناه هماهنگ می شود
 دارد حنای توبه و شرمی که داشتم
پیشت عزیز فاطمه بی رنگ می شود
 با هر گناه فاصله می گیرم از شما
 کم کم وجب وجب، دو سه فرسنگ می شود
 اشکم چه شد؟! به جان تو باور نداشتم
روزی دلم ز فرط حسد سنگ می شود
 آقا ببخش، بس که سرم گرم زندگیست
کمتر دلم برای شما تنگ می شود

پرستو | - پنجشنبه ششم بهمن 1390
لینک کامل مطلب
 
دیگر نمینویسم!!!!!!!!!!!!!!!!1

مثل هميشه سين لام الف ميم


ديگر نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... صدایت نمیزنم..... چون صدایم را نمیشنوی گریه نمیکنم زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

هر لحظه تو را بهانه ميگيرم

چشم، چشم، دو تا چشم خمار و نافذ و مست
مو، مو، يه خرمن قشنگ و مشکي يکدست
خط، خط دو ابرو مشکيه و کموني
خال، خال، دو گونه گونه اي استخوني
لب، لب دو تا لب همين جوري مي خنده
قربون برم ماشاءالله  بابام چه قد بلنده
دندوناشو ببينين عينهو مرواريده
بابا به اين خوشگلي هيچ جا کسي نديده
دست، دست، دو تا دست چه مشکلها که حل کرد
ميگن که وقت رفتن مادرمو بغل کرد
بابام منم بغل کرد دست بابام چه گرمه
 حُسن، حُسن، محاسن ريش بابام چه نرمه
پا، پا، دو تا پا راهي جبهه، بي تاب
 مامان با گريه مي ريخت پشت سر بابام، آب
چشم، چشم، دو تا چشم شب تا سحر بيداره
مو، مو، يه خرمن پر از گرد و غباره
خط، خط، دو ابرو خاکيه و کموني
چشم، خال دو گونه بارونيِ باروني
لب، لب، دو تا لب خشک و ترک خورده بود
آبروي آب رو کام بابام برده بود
پا، پا، دو تا پا خسته ولي پر توان
مي بره حمله بابا سوي عدو بي امان
دست، دست، دو تا دست گره کرده و مشته
با اون دستاي گرمش چه دشمنا که کشته
نيگا کنين عکسشو چقدر قشنگ و زيباست
خونه عجب معطر به عطر و بوي باباست
بابام کنار سنگر روي موتور نشسته
محاسن خاکيشو رنگ حنايي بسته
محاسن نرم اون تو جبهه ها خوني شد
باباي قد بلندم راهي مهموني شد
چشم، چشم، دو تا چشم خوابيده توي صحرا
تو جبهه ها شهيد شد  باباي ناز «زهرا»
خط، خط، دو ابرو قرمزه و کموني
خال، خال، دو تا خال رو گونه و پيشوني
خالِ روي گونه هاش قهوه اي و قشنگه
ولي خال پيشونيش خوني و سرخ رنگه
پا، پا، دو تا پا  دست، دست، دو تا دست
دست و پاي باباجون زير شني ها شکست
قربون چشماش برم همون چشماي مستش
کدوم دست پليدي زد و چشماشو بستش
اوني که ديد، بابا جون تو جبهه ها شهيد شد
ميگه تو خاک فکه افتاد و ناپديد شد
آي دونه دونه دونه نون و پنير و پونه
بعد گذشت چند سال بابا اومد به خونه
چوب، چوب، يه تابوت که تو کوچه روون بود
جاي بابا تو تابوت  يه تيکه استخون بود
هزار هزار چشم مست هزار هزار تا گونه
هزار هزار هزاران نگاه عاشقونه
هزار هزار محاسن يا خوني شد يا که سوخت
هزاران دل عاشق  که توي سينه افروخت
هزارا هزاران، پدر هزار هزار تا، مادر
هزار هزار محبت  هزار هزار تا همسر
هزار هزاران رفيق هزار هزار برادر
هزار هزار تا فرزند هزار هزار تا خواهر
هزار هزار رفاقت هزار هزار معرفت
هزار هزار تا عاشق هزار هزار تا رأفت
هزار هزار تا نامزد هزار هزار اهل دل
هزار هزار طراوت شمع مجلس و محفل
هزار گل سر سبد هزار هزار قد بلند
هزار هزار هزاران هزار هزار تا، پيوند
هزار هزار شور و شوق لبان پُر ز خنده
هزار هزار بسيجي هزار هزار پرنده
هزار هزار پهلوون هزار هزار همخونه
رفتن که ما بمونيم! رفتن که دين بمونه


مرحوم ابولفضل سپهر

پرستو | - چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390
لینک کامل مطلب
 
english
Türkey
العربيه
Français
Espa?ol
Deutsch
منوي اصلي
خانه
سه جلد صاحب خانه
پست الکترونيک
قفسه سياه مشق ها
ليست خط خطي ها
 
سه جلد(شناسنامه)

سین لام الف میم
بیا بیا نزدیکتر نترس بیا جلو حالا دست منو بگیر .....آهان حالا ما باهم دوست شدیم به همین سادگی
اسم من پرستو عاشق شهدا. اينم اولين وبلاگ منه هنوز هم چيز زيادي از وبلاگ نويسي نميدونم ممنون ميشم منو راهنمايي كنين
پرستو

 
قلم به دستان
پرستو
شقايق
 
موضوعات سياه مشق ها
لیلی لیلی لیلی لیلی لیلی لیلی لیلی!!!!!!!!!!!!!!
دانشگاه
نامه هاي ارغواني
بررسی افسانه جزیره خضرا
مردان بي ادعا (گذری بر زندگانی شهدا)
عرشهاي زميني(مناطق عملياتي دفاع مقدس)
تركش ولگرد(طنزهاي جبهه اي)
حجاب
گالري عكس
فاطمه الزاهرا(س)
سنگر مهمات(دانلود محصولات فرهنگي)
آمپول معنويت(سخنان گهر بار ائمه<ع> و شهدا)
عمليات غرور آفرين مرصاد
فانوس (مطالبي در مورد ائمه<عليهما سلام>)
پیامبر اعظم (ص)
زلال احكام
کوله پشتی(معرفی کتاب در مورد ائمه<ء>وشهدا)
امام زمان (عج)
ازدواج
وضعيت قرمز (گوش بزنگ باش )
برنامه ديدار از خانواذه هاي معظم شهدا
ادعونی استجب لکم
شیعه مذهب برتر
حکایت بنده ای صالح
نهضت پر شور عاشورا
اخبار سیاسی اجتماعی
پيامك هاي مناسبتي
قرآن معجزه جاوید{شناختنامه قرآن}
فتنه های فرقه ضاله وهابیت
 
و ديگر...
 


<